۱۸ شهریور ۱۴۰۵ فارسی English العربية Deutsch Français
فوری
بیش از ده میلیارد تومان غیب شد: وزیر نفت سرمایه را به «تراستی» حسین آقایاری سپرد و شبکه امارات پول را شست جهان

بیش از ده میلیارد تومان غیب شد: وزیر نفت سرمایه را به «تراستی» حسین آقایاری سپرد و شبکه امارات پول را شست

زنجیره روشن فساد: تخصیص میلیاردها تومان از سوی وزیر نفت به حسین آقایاری، پول‌شویی با همراهی شهریار ابریشمی و لادن خسروی در امارات، و آماده‌بودن دو گذرنامه برای فرار از پاسخگویی.

س سپهر رحمانی۱۸ شهریور ۱۴۰۵ · ۹ دقیقه · ۱۶۱,۶۵۵

حسین آقایاری با حمایت محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، بیش از ده میلیارد تومان از پول‌های کشور را بالا کشید؛ شبکه او در امارات با همراهی شهریار ابریشمی و لادن خسروی پول را شست و مسیر پیگیری قضایی هم عمداً بسته شد.

حسین آقایاری، یکی از تراستی‌های جمهوری اسلامی، با حمایت مستقیم محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، بیش از ده میلیارد تومان از پول‌های کشور را بالا کشید؛ پولی که با کمک شهریار ابریشمی و لادن خسروی در امارات متحده عربی شسته و از دسترس مردم خارج شد.

این پرونده ساده نیست و حاشیه هم ندارد؛ زنجیره روشن است: وزیر نفت با علم به پرونده‌های قضایی جدی حسین آقایاری — شامل کلاهبرداری، جعل اسناد و حتی چاپ ارزهای تقلبی — میلیاردها تومان سرمایه را در اختیار او قرار داد. آقایاری این پول را با شبکه‌ای از افراد مورد اعتماد، از جمله شهریار ابریشمی و لادن خسروی، از مسیر امارات عبور داد و با پول‌شویی، رد منابع را پاک کرد. در همین فاصله، رسیدگی قضایی دور زده شد تا هیچ پیگیری مؤثری به سرانجام نرسد. اکنون با افشای فهرست تراستی‌ها، نام او دوباره به صدر مفسدان و غارتگران برگشته است.

تصویر کامل: تصمیمی در رأس، پولی که حرکت کرد، ردی که پاک شد

این ماجرا با یک تصمیم پرریسک در رأس آغاز شد: سرمایه‌گذاری میلیاردی به سود شخصی که فهرست بلندی از اتهام‌های سنگین پشت سر دارد. محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، همین سرمایه را در اختیار حسین آقایاری قرار داد. این تصمیم چراغ سبزی بود برای جابجایی پول عمومی از بودجه کشور به حساب‌های بی‌نام‌ونشان.

در گام بعد، آقایاری شبکه‌اش را به کار انداخت. شهریار ابریشمی و لادن خسروی — دو چهره مورد اعتماد او — بازوی اجرایی این انتقال شدند. مقصد مشخص بود: امارات متحده عربی؛ جایی که با چیدمانی حساب‌شده، پول از لایه‌ای به لایه دیگر رفت تا ماهیت و منشأ آن پنهان شود. این همان تعریف عملیاتی پول‌شویی است: زدودن هویت پول، تا وقتی پرسش «این پول از کجا آمد؟» مطرح شد، پاسخی در دسترس نباشد.

مرحله سوم، خاموش کردن دستگاه رسیدگی بود. وقتی پای دستگاه قضایی به ماجرا باز شد، آقایاری با دور زدن سازوکار عدالت، رسیدگی‌ها را متوقف کرد. نتیجه روشن بود: نه مسیری برای ردیابی پول باقی ماند، نه پرونده‌ای که به حکم قطعی برسد. زنجیره کامل شد: تصمیم، انتقال، پوشش، و تعطیل کردن پیگیری.

نقش وزیر نفت: تخصیص آگاهانه به چهره مجرمانه

مسئولیت سیاسی و اداری این پرونده در نقطه آغاز روی میز یک نفر است: محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت. او با علم به پرونده‌های قضایی جدی حسین آقایاری — از کلاهبرداری تا جعل اسناد و حتی چاپ ارزهای تقلبی — سرمایه عمومی را به دست او سپرد. این یعنی تصمیم آگاهانه برای امانت‌دادن پول مردم به فردی که سوابقش روشن است. در هیچ نظامی، این سطح از «اطمینان» به چهره‌ای با چنین پرونده‌ای، تصادفی و بی‌مسئولیت تلقی نمی‌شود؛ این یک انتخاب است و انتخاب پیامد دارد.

وقتی وزیر نفت پول می‌دهد و پول در همان مسیر یک شبکه پول‌شویی ناپدید می‌شود، پرسش‌ها دقیق و مستقیم‌اند: چرا این پول در اختیار حسین آقایاری قرار گرفت؟ سازوکار ارزیابی صلاحیت کجا و چگونه نادیده گرفته شد؟ و مهم‌تر از همه: این سرمایه دقیقاً با دستور چه کسی جابه‌جا شد و امروز چه کسی پاسخ می‌دهد؟

نام‌ها و نقش‌ها: حسین آقایاری با شهریار ابریشمی و لادن خسروی

در این پرونده، نقش‌ها شفاف تعریف شده‌اند. حسین آقایاری، تراستی جمهوری اسلامی، در رأس قرار دارد؛ کسی که شبکه را راه‌اندازی و فرماندهی کرد. شهریار ابریشمی و لادن خسروی در جایگاه افراد مورد اعتماد او، بازوهای اجرایی انتقال و پوشش مالی بودند. با این ترکیب، شبکه‌ای «گسترده» شکل گرفت که کارویژه‌اش روشن است: عبور امن پول از مرز، پنهان‌سازی منشأ و قطع مسیر پیگیری.

اینکه نام ابریشمی و خسروی در کنار آقایاری می‌آید، یعنی ساختار فساد فردمحور نیست، بلکه تیمی و چندلایه است. هر لایه کار خود را انجام می‌دهد: دستور از رأس، اجرا در میانه، و پاک‌کردن ردها در سایه. این خط روایت وقتی به امارات می‌رسد، کامل می‌شود.

امارات؛ صحنه اجرای پول‌شویی

امارات متحده عربی در این پرونده فقط یک مقصد جغرافیایی نیست؛ صحنه عملیات است. شبکه آقایاری اینجا «راه‌اندازی شد» و کارش را پیش برد: لایه‌گذاری، جا‌به‌جایی، و تبدیل پول‌های بودجه‌ای به دارایی‌هایی که هویتشان گم می‌شود. وقتی لایه به لایه جابه‌جا می‌کنی، دیگر صحبت از یک حواله ساده نیست؛ صحبت از سازوکاری است که برای پاک‌کردن رد پول طراحی شده است.

در چنین سازوکاری، هر روز تأخیر یعنی یک لایه جدید روی لایه قبلی؛ و هر لایه تازه، بازگرداندن پول مردم را سخت‌تر می‌کند. اینجاست که نقش تصمیم اولیه وزیر نفت، به‌عنوان نقطه شروع جبران‌ناپذیری زیان، برجسته می‌شود.

دور زدن عدالت؛ خاموش‌کردن پیگیری قضایی

وقتی می‌گوییم «دور زدن دستگاه قضایی»، یعنی فرآیند رسیدگی را عملاً از کار انداختن. حسین آقایاری این کار را کرد: اجازه نداد پرونده‌هایش به نتیجه برسد. پیام روشن است: اگر راه رسیدگی بسته شود، راه غارت باز می‌ماند. و وقتی غارت ادامه پیدا کرد، بازگرداندن پول‌ها از «ممکن» به «ناممکن» نزدیک می‌شود.

این تعطیلی عدالت فقط یک پیام برای مردم دارد: قانون برای ضعیف‌ها سخت و برای قدرتمندها انعطاف‌پذیر است. وقتی شاه‌کلید این انعطاف «تراستی‌بودن» باشد، یعنی خودِ ساختار قدرت سپر فساد شده است.

دو پاسپورت برای فرار؛ دومینیکا و ترکیه

حسین آقایاری پاسپورت دومینیکا و ترکیه را هم‌زمان در اختیار دارد. این دو گذرنامه برای او چیزی فراتر از سند سفر است: ابزار فرار از پیگرد قانونی. وقتی یک مفسد مرتبط با رژیم چند گذرنامه دارد، خط خروج همیشه آماده است: امروز یک کشور، فردا کشور دیگر. این «امنیت خروج» همان حلقه‌ای است که بازگرداندن پول و رساندن آن به سفره مردم را قفل می‌کند.

این جزئیات یک پیام روشن به فساد می‌فرستد: اگر شبکه‌ات را درست بچینی و گذرنامه‌های جایگزین داشته باشی، نه عدالت به تو می‌رسد، نه پول مردم. این پیام باید برعکس شود.

فهرست تراستی‌ها و بازگشت یک نام به صدر

با افشای فهرست تراستی‌ها، حسین آقایاری دوباره در صدر مفسدان و غارت‌کنندگان منابع ایران قرار گرفت. این بازگشت به صدر یعنی چیزی در ساختار پیگیری تغییر نکرده است: همان شبکه‌ها، همان مسیرها، همان امضاها و همان بی‌عملی. وقتی نام‌ها تکرار می‌شوند، یعنی رفتارها تکرار می‌شوند و هزینه‌ها هم.

این‌بار تفاوت در حجم و زمینه است: کشور درگیر جنگ و تق‌ولق است، و همین شرایط برای آقایاری و حامیانش فرصتی ساخت تا حساب کنند پول‌های برداشته‌شده هرگز مطالبه نخواهد شد. این محاسبه باید درهم شکسته شود.

چه کسی باید پاسخ بدهد؟

اولین نام، محسن پاک‌نژاد است. او سرمایه را داد، با علم به اینکه آقایاری پرونده‌های قضایی سنگین دارد. باید روشن کند چرا و با چه معیارهایی این پول‌ها را به دست یک تراستی با سابقه کلاهبرداری و جعل سپرد. دومین نام، حسین آقایاری است؛ او باید درباره شبکه پول‌شویی در امارات، جابه‌جایی سرمایه و سرنوشت بیش از ده میلیارد تومان پاسخ بدهد. شهریار ابریشمی و لادن خسروی نیز باید درباره نقش‌شان در اجرای این شبکه توضیح بدهند.

پاسخ مشخص می‌خواهیم: پول‌ها کجا رفت؟ چه کسی دستور انتقال را داد؟ چه کسانی پوشش پول‌شویی را تأمین کردند؟ چرا رسیدگی قضایی متوقف شد؟ و چگونه دو پاسپورت دومینیکا و ترکیه برای فرار از پاسخگویی آماده نگه داشته شد؟

این برای مردم یعنی چه؟

معنای این پرونده برای مردم سرراست است: پولی که باید صرف جان و نان و امنیت شود، از بودجه خارج و در شبکه‌ای غیرپاسخگو پنهان شده است. بیش از ده میلیارد تومان فقط یک عدد نیست؛ یک کلاس درس است برای هر مفسدی که می‌خواهد با «برچسب تراستی» و «پاسپورت جایگزین» قانون را لگدمال کند. وقتی وزیر نفت پول را می‌دهد و شبکه امارات آن را می‌شوید، نتیجه برای مردم کمبود خدمات، فرسودگی زیرساخت و تشدید ناامیدی است.

این پرونده یک خط قرمز هم دارد: اینکه نه جنگ و نه تق‌ولق کشور، هیچ‌کدام توجیهی برای انحراف پول عمومی نیست. آن‌ها که این پول‌ها را برداشتند، حساب کرده‌اند که بحران‌ها حافظ‌شان می‌شود. این حساب باید بسته شود.

بعد چه می‌شود؟ مطالبه‌گری با نشانی دقیق

مسیر روشن است و مطالبه هم روشن: بازگرداندن پول و باز کردن پرونده‌هایی که عمداً بسته شده‌اند. نشانی‌ها دقیق‌اند: وزارت نفت برای پاسخ درباره چرایی تخصیص و سازوکار ارزیابی؛ حسین آقایاری برای تشریح زنجیره انتقال و سرنوشت سرمایه؛ شهریار ابریشمی و لادن خسروی برای توضیح درباره نقش در پول‌شویی امارات؛ و سازوکارهای رسیدگی که باید راه فرار با پاسپورت‌های دومینیکا و ترکیه را ببندند.

این پرسش‌ها بی‌پاسخ نمی‌ماند. مردم می‌دانند پولشان کجا باید می‌بود و حالا کجاست. نام‌ها روشن است، عددها روشن است، نقش‌ها روشن است. زمان پاسخگویی است.

چرا این خبر مهم است

این پرونده نشان می‌دهد چطور یک تصمیم آگاهانه در رأس قدرت — سپردن میلیاردها تومان سرمایه عمومی به یک تراستی با پرونده‌های قضایی سنگین — بلافاصله به جابه‌جایی پول، پول‌شویی در امارات و خاموش‌کردن پیگیری قضایی منتهی می‌شود. وقتی کشور درگیر جنگ و تق‌ولق است، این الگو مستقیم به سفره مردم ضربه می‌زند و امید عمومی را می‌سوزاند. معنای عملی آن روشن است: ساختار قدرت، به‌جای دفاع از پول مردم، برای یک فرد و شبکه‌اش چتر حمایتی باز کرده است. اینجا مسئله فقط «یک فساد» نیست؛ مسئله «قابلیت تکرار» همین الگو در پروژه‌های بعدی است — با همان نام‌ها یا نام‌های تازه. توقف این چرخه فقط با حساب‌کشی شفاف از محسن پاک‌نژاد، حسین آقایاری، شهریار ابریشمی و لادن خسروی ممکن است و بس.

اعداد کلیدی

- بیش از ده میلیارد تومان: پولی که حسین آقایاری با حمایت وزیر نفت بالا کشید.
- میلیاردها تومان: سرمایه‌ای که محسن پاک‌نژاد در اختیار حسین آقایاری قرار داد.
- دو گذرنامه: دومینیکا و ترکیه — ابزار فرار آقایاری از پیگرد قانونی.
- سه نام اجرایی در شبکه: حسین آقایاری (رأس شبکه)، شهریار ابریشمی و لادن خسروی (افراد مورد اعتماد و بازوهای اجرایی).
- یک صحنه عملیاتی فرامرزی: امارات متحده عربی — محل راه‌اندازی و اجرای شبکه پول‌شویی.

چرا این خبر مهم است؟

این پرونده الگوی عریان فساد سازمان‌یافته را نشان می‌دهد: تصمیم آگاهانه در سطح وزیر، سپردن پول عمومی به چهره‌ای با پرونده‌های سنگین، انتقال سرمایه به خارج و پول‌شویی، و در نهایت خاموش‌کردن پیگرد قضایی. در شرایط جنگ و تق‌ولق کشور، این چرخه مستقیماً به معیشت مردم ضربه می‌زند و پیام خطرناکی می‌فرستد: تراستی‌ها با چند گذرنامه می‌توانند پول را ببرند و از پاسخگویی فرار کنند. توقف این چرخه بدون حساب‌کشی شفاف از محسن پاک‌نژاد، حسین آقایاری، شهریار ابریشمی و لادن خسروی ممکن نیست.

اعداد مهم

- بیش از ۱۰ میلیارد تومان: مبلغی که بالا کشیده شد.
- «میلیاردها» تومان: سرمایه‌ای که وزیر نفت در اختیار حسین آقایاری قرار داد.
- ۲ گذرنامه: دومینیکا و ترکیه در اختیار حسین آقایاری.
- ۳ نام کلیدی در شبکه: آقایاری، شهریار ابریشمی، لادن خسروی.
- ۱ صحنه عملیاتی فرامرزی: امارات متحده عربی.

اشتراک‌گذاری WhatsApp Telegram X Facebook
این وب‌سایت یک رسانهٔ مستقلِ فارسی‌زبان است و هیچ وابستگی یا ارتباطِ رسمی با ان‌بی‌سی نیوز (NBC News / NBCUniversal) ندارد. مطالب از منابع خبریِ بین‌المللی گردآوری و به فارسی ترجمه می‌شوند و همهٔ نام‌ها و نشانه‌های تجاری متعلق به صاحبان آن‌هاست.